شاعری با کم توانی اما با پر امیدی

۱۵ بازديد
کتاب تنها یار فرهاد اثر نویسنده و شاعر معلول مهران آذربایجانی ورنوسفادرانی از کرج است.
مهران می‌گوید: “با %٩٦ معلولیت جسمی-حرکتی(میوپاتی) مادرزاد و با وجود اسکوُلیوُز (انحراف کمر) به سختی فراوان داستان و شعرهای این کتاب را تایپ، ویراستاری و صفحه آرایی نمودم. این کتاب ٦٨ صفحه ای دارای ٣٢ عدد نقاشی رنگی زیبا می باشد که با دست کشیده شده و از این روی، این کتاب را از سایر کتابها متمایز نموده است و موضوع آن، داستان سرگذشت پسری اهل بندر ترکمن می‌باشد که ماجراهای زندگیش در برهه‌ای از زمان را شرح داده‌ام و افزون بر آن تا اندازه‌ای به آداب و رسوم مردم بندر ترکمن و استان گلستان اشاره‌هایی داشته‌ام. به جز این موارد نکته متمایز کننده دیگر کتابم فرهنگسازی زبان پارسی است که به توضیح واژگان عربی، فرانسوی و انگلیسی که میتوانستم از آنها در داستانم استفاده کنم را در قالب پاورقی در پایین صفحه نوشته‌ام.
کتابفروشیها متأسفانه درصد بالایی بابت فروش کتاب دریافت میکنند و از این روی تنها به یک کتابفروشی که درصدی بابت فروش کتاب دریافت نمیکند تعدادی از کتابهایم را برای فروش تحویل داده‌ام.

دارای دخت

۱۵ بازديد
دارای‌دخت شاعر و دختر پادشاه تخارستان (شمال افغانستان کنونی) بود. برخی منابع ادبی ، دارای‌دخت را نخستین زن شاعر پارسی‌گوی می‌دانند.
«دارا»، پادشاه تخارستان (در شمال افغانستان کنونی به پایتختی قندوز)، بدنبال حمله اعراب به بخش غربی ایران بزرگ، در سال ۶۵۴ میلادی (۳۳ خورشیدی) به ژاپن پناهنده شد. در این زمان، تمو پادشاه ژاپن بود. دخترش، دارای‌دخت، (۶۶۱ میلادی/۴۰ خورشیدی) در ژاپن به دنیا آمد و از او بعنوان نخستین زن پارسی‌گوی شاعر نام برده می‌شود.
شاید از طنز روزگار باشد که شعرهای باقی مانده از اولین شاعر زن ایرانی به زبان ژاپنی هست. طنزی که تلخی ها و  داستان های زیادی را در خود مستتر دارد. گستره ی فرهنگ ایرانی تا میزان زیادی تحت تاثیر حوادث بیشماری بوده که در این منطقه اتفاق افتاده است.
ابر آبی رنگ
شاید بالاتر رود
همان ابری که
بر فراز کوه شمال
گسترده است
از ستارگان گذر کند، از ماه بگذرد
تا بالاترین آسمان



لبیبی

۱۴ بازديد
لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست.
وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است.

چو برکندم دل از دیدار دلبر

نهادم مهر خرسندی بدل بر

 تو گویی داغ سوزان برنهادم

بدل کز دل بدیده درزد آذر

 شرر دیدم که بر رویم همی جست

ز مژگان همچو سوزان سونش زر

 مرا دید آن نگارین چشم گریان

جگر بریان، پر از خون عارض و بر

حزین لاهیجی

۱۷ بازديد
محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حَزین و معروف به شیخ علی حزین ، شاعر، عارف و دانشمند ایرانی در سال ۱۱۰۳ قمری در اصفهان زاده شد. او از تبار زاهدی‌ها و نوادگان شیخ زاهد گیلانی است. 
او جهانگرد و همچنین دانشمندی جانورشناس بود. وی همچنین از آخرین شاعران بزرگ سبک هندی بود. از آثار او می‌توان به تذکره شعرا، دیوان اشعار، صفیر دل و حدیقه ثانی در برابر حدیقه سنایی و تذکارات العاشقین در برابر لیلی و مجنون اشاره کرد. تذکره حزین لاهیجی با سبکی ساده و پخته به نگارش درآمده‌است.

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد

 از آه دردناکی سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد

 رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت

با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد

 شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

 آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله

در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد

 خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا

صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد

 پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد



برخی از اشعار رو با آهنگ میتونیم زمزمه کنیم اما دنبال شاعر سروده ش نمیریم و در انزوا نگه شون میداریم

محمد بن سلیمان

۱۳ بازديد
محمد بن سلیمان متخلص به فضولی، شاعری که آثارش را به زبان مادری‌اش آذربایجانی و نیز فارسی و عربی سرود. او یکی از بزرگ‌ترین شاعران و چهره‌ای قابل توجه در ادبیات فارسی، آذربایجانی و هم در ادبیات عثمانی دانسته می‌شود. 
تا کشیده بر گلت از سنبل مشگین نقاب
می‌خلد صد خار هر دم بر جگر از شانه‌ام
به که بردارم فضولی رغبت از ملک جهان
نیستم گنجی که باشد جای در ویرانه‌ام


عرفی شیرازی

۱۸ بازديد
مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از شعرای قرن دهم هجری قمری در شیراز است. البته میان تذکره‌نویسان و تاریخ‌نویسان دربارهٔ نام دقیق او اختلاف نظر زیادی وجود دارد.
به کمال فضل و دانش و لطیفه‌گویی و حاضرجوابی معروف است و طرزی مخالف مسلک قدما در شعر در پیش گرفته و غالباً در اثر کثرت تشبیهات و استعارات او، اصل مقصود در شعرش مبهم می‌ماند. چند بار به هندوستان رفته و در دربار اکبر شاه گورکانی تقرب یافته‌است.

نیافتم که فروشند بخت در بازار
جهان بگشتم و دردا که هیچ شهر و دیار



عرفی در سال ۹۹۹ در سن سی و شش سالگی درگذشت و جنازه او را از لاهور به نجف انتقال دادند.

محجوبه هروی

۱۳ بازديد
محجوبه هروی یکی از بزرگترین شاعران زبان دری / فارسی در سال ۱۲۸۴ و یا ۱۲۸۵ هجری شمسی در ولایت بادغیس دیده به جهان گشود، نام اصلی او صفورا بود . محجوبه تحصیلاتش را در بادغیس به پایان رساند و بعد با خانواده اش به هرات رفت .
پدر محجوبه روشنفکری به نام ابوالقاسم منشی بود و در تربیت محجوبه سنگ تمام گذاشت، به او فقه، صرف و نحو، ادبیات و خوشنویسی آموخت و هنگامی که متوجه شد محجوبه طبع شعر دارد او را تشویق کرد و تخلص محجوبه را برایش برگزید.
محجوبه با شاعران معاصرش مشاعره میکرد بخصوص با خانم مخفی بدخشی که این دو با هم صمیمی بودند و برای هم نامه میفرستادند( شرح مختصری از ایشان نیز در وبلاگ داده شده است) .
گفته میشود که محجوبه تحت تاثیر اشعار مرحومه مستوره غوری شاعر مشهور غور قرار گرفته و به تشویق او و پدرش به سرودن شعر روی آورده است .
محجوبه ابتدا به عضویت انجمن ادبی هرات درآمد و بعدها در مکاتب هرات به تدریس پرداخت و بالاخره در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی دارفانی را وداع گفت .
به منظور ارج گذار به مقام والای محجوبه، مکاتبی در ولایات مختلف افغانستان به نام محجوبه هروی نامگذاری شده اند .
دیوان محجوبه هروی بار اول در سال ۱۳۴۷ چاپ و منتشر شد و در سال ۲۰۱۵ دیوان او مجددا به چاپ رسید .

شگفته همچولاله دربهاران

فراغت داشتم ازخلق عالم

اگرچه عندلیبم شد هزاران

گهی مشغول درس و علم خواندن

گهی درصحبت آموزگاران

گهی بادختران سرو قامت

نشسته شاد دل از روزگاران

ازآن غافل که ایام ستمگر

مرا مهجور گرداند ز یاران

نبیند هیچ کافر در جهنم

که من دیدم زدست دیوساران

کنون محجوبه از جور زمانه

زدیده اشک می بارد چو باران

گلی بودم به طرف جویباران

همسایه شاعر

۱۴ بازديد
مَخفی بَدَخشی (۱۲۵۵ – ۱۳۴۲ خ) از شاعران پارسی‌گوی زن در خراسان بزرگ و در مرز جغرافیایی کشور افغانستان بود.
مخفی بدخشی لقب او، و نامش سید نسب یا بیگم نسب است. تبار از بدخشان بود و در کابل و قندهار سکونت داشت.
مخفی بدخشی دانش و معلومات عمومی را به‌گونهٔ مخفی و به‌دور از نظر سیاسیون وقت از بزرگان و آگاهان خانواده خویش فرا گرفت. وی معاصر شاعر زن ایرانی فروغ فرخزاد است.
مخفی در شانزده سالگی به سرودن شعر آغاز کرد.
مخفی بیشترین اشعارش را در محله‌ای بنام قره‌قوزی که همان‌جا نیز زندگی می‌نمود، سروده‌است. وی ازدواج نکرد و بیشتر عمر خود را در کنار خانواده‌اش در حالت تبعید سیاسی در شهرهای کابل و قندهار در دوره امیرعبدالرحمن خان به‌سر برد.
مخفی دختر مردی است به نام میرمحمودشاه بدخشی (میر محمود عاجز) بود که او نیز شاعر بوده و کتابی هم به نام چارباغ بدو منسوب است که اینک در دست نیست. برادران مخفی، میر محمد غمگین و میر سهراب سودا هم، شاعر بوده‌اند.
آثار او زیر عنوان لعل‌پاره‌ها در مجله کابل به چاپ رسیده‌است. پارکی زنانه و دبیرستانی نیز در بدخشان به نام او نام‌گذاری شده‌است.

بشکند دستی که خم در گردن یاری نشد
کور به، چشمی که لذت‌گیر دیداری نشد
صد بهار آخر شد و هر گل به فرقی جا گرفت
غنچه باغ دل ما زیب دستاری نشد
هرکه آمد در جهان بودش خریداری، ولی
پیر شد زیب‌النّساء او را خریداری نشد

فایز

۱۴ بازديد
زایر محمدعلی دشتی متخلص به فایز و مشهور به فایز دشتی یا فایز دشتستانی (۱۲۱۳-۱۲۸۹ ه ش) دوبیتی‌سرای اهل شهرستان دشتی استان بوشهر است که دوبیتی‌هایش او را از نمایندگان شاخص شعر عامه و ادبیات فولکلوریک نموده است. شماره دوبیتی‌های فایز به درستی معلوم نیست، در برخی جزوه‌ها تعداد دوبیتی‌های این شاعر را به تفاوت بین ۱۳۴ ـ ۲۷۹ ـ ۲۸۲ ـ ۳۳۲ ذکر کرده‌اند. او تقریباً در همه دوبیتی‌هایش از تخلص بهره می‌گیرد و بیشتر از هر چیز عشق به «پری» و بیان سوز هجرانش را به نمایش می‌گذارد.




مرا این زندگی از بوی یار است

وگرنه جان بدین پیکر چه کارست؟

 کنون که هست فایز زنده ز آنست

دو چشم و دل به راه انتظار است

گمنام ترین شاعر

۱۴ بازديد
گمنام ترین شاعر پارسی گوی و در عین حال نام آشناترین آنها جلال‌الدین محمد بلخی (۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری) معروف به مولوی است.
همان که در کودکیش، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری وی را شناخت و ما بعد از این همه مدت و کتاب و تکنولوژی و ... نشناختیم و گمنام و مهجور قرارش دادیم.
نشنیدیم از نی که چون حکایت میکند ...