اقبال هندوی پارسی گوی

۱۳ بازديد
محمد اقبال لاهوری یا علامه محمد اقبال (۱۸ آبان ۱۲۵۶ - ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷)، متفکر، شاعر، فیلسوف و سیاست‌مدار مسلمان هندی بود. اقبال در سیالکوت به دنیا آمده و شعرهای بسیاری نیز به زبان‌های فارسی سروده‌است. 
اقبال لاهوری از شاعران زبر دست در زبان فارسی به حساب می‌آید.
دل‌بستگی و وابستگی اقبال به مولانا را می‌شود از جنس همان عشق پرسوز و گدازی دانست که خود مولانا را به شمس تبریزی مجذوب کرده‌است:

به کام خود دگر آن کهنه می‌ریز که با جامش نیرزد ملک پرویز
ز اشعار جلال‌الدّین رومی به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
به‌روی من در دل بازکردند ز خاک من جهانی سازکردند
ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم سازکردند
خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌کردم سروری از مقام کبریائی



Կարապետ Տէրտէրեան

۱۳ بازديد
کاراپت دِردِریان (به ارمنی: Կարապետ Տէրտէրեան) با نام ادبی کارو (۱۶ آبان ۱۳۰۶ – ۲۷ تیر ۱۳۸۶) نویسنده و شاعر ایرانی ارمنی‌تبار بود که در همدان بدنیا آمد و در آمریکا چشم از جهان فروبست.

طبال  ! بزن ، بزن ! که نابود شدم

بر تار غروب زندگی پود شدم

 عمرم همه رفت ، خفته در کوره مرگ

 آتش زده استخوان بی دود شدم


مَه‌سَتی گنجه‌ای

۱۳ بازديد
مهستی گنجوی یا مَه‌سَتی گنجه‌ای یا مِه‌سِتیِ گَنجَوی با نام اصلی منیژه، شاعر فارسی‌سرای که در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری می‌زیسته‌است. مه‌ستی متشکل از دو واژهٔ «مَه» (ماه) و «سِتی» (خانم) برابر با واژه «ماه‌بانو» است. مهستی پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند.
و حقیقتا کم از خیام نداشت

آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت

وز شومی شوم نیمهٔ روم بسوخت

بر پای بُدم که شمع را بنشانم

آتش ز سر شمع همه موم بسوخت

 
 
 

عمادی از خراسان

۱۸ بازديد
سید عمادالدین حسنی برقعی(مبرقعی)، معروف به عماد خراسانی (۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲) شاعر غزل‌سرا و قصیده‌سرای مشهور خراسانی بود .



پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست

اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید
چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکیست

اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی،دانه یکیست

شاطر عباس

۱۷ بازديد

مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت

یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت

  قربان وفاتم به وفاتم گذری کن

تابوت همی بشنوم از رخنه تابوت




اگه اسمش رو به زبون بیاریم آدرس میدن میگن سر چهار راه پارک وی،رستوران ... 

اما این شاطر عباس صبوحی بود که همچین سجعی رو توی شعر گنجوند

محتمل است که وی سواد خواندن و نوشتن نداشته.

حیدر یغما شاعر خشتمال نیشابوری

۱۴ بازديد
روزگار بی میل بود
چرا ما جستجو نکردیم آیا شاعری هست که سوز دلش دامن گیر همه باشه و پیشه ش خشتمالی؟!
بله او در ۲۰ دی ۱۳۰۲ بدنیا آمد و در  ۲ اسفند ۱۳۶۶ جهان را ترک کرد
وی در شمال نیشابور و در جوار رشته کوه بینالود زندگی میکرد. یغما به سبب شغل اصلی‌اش که در حدود ۳۰ سال از زندگی‌اش را بدان اشتغال داشت، به «شاعر خشتمال نیشابوری» مشهور است. وی فاقد سواد رسمی و کلاسیک بود اما شعر می‌سرود. نوع ادبی مورد علاقه‌ی وی، غزل بود و دیوانش، عمدتا بر این نوع تکیه دارد اما تعدادی رباعی، قصیده، مثنوی و ترکیب‌بند هم در آن دیده می‌شود.
پس جستجومون رو در مورد ایشون انجام میدهیم


تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجد
روان سرکشم در قالب پیکر نمی‌گنجد
مرا اسرار از این گفته‌ها بالاتر است ، امّا
به گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمی‌گنجد





انزوای منزوی

۱۷ بازديد
شهرت و نام خانوادگی بعضی از افراد واقعا بهشون میاد و با شنیدن و تطابق دادنشون احساس خوشایندی به شخص دست میده
آقای حسین منزوی ادبیات ما هم هر چند که در موردشون گفته شده که احیاگر غزل پارسی بوده اند اما معروفیت چندانی در میان مردم ندارند و افسوس این ماجرا برای ما باقی خواهد ماند.

خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

 پلنگ من دل مغرورم پریدو پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

...


چقدر زیبا افسانه رو به قالب غزل راه داده