زرویی نصرآبادی

۱۴ بازديد
ابوالفضل زرویی نصرآباد (زادهٔ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۸ در تهران – درگذشتهٔ ۱۰ آذر ۱۳۹۷ در احمدآباد مستوفی) شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز ایرانی بود.او برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش طنز بود.
اصالت وی از روستای نصرآباد تفت واقع در استان یزد می‌باشد او با اسم‌های مستعارِ «ملانصرالدین»، «چغندر میرزا»، «ننه قمر»، «کلثوم ننه»، «آمیز مَمتقی»، «میرزا یحیی»، و «عَبدُل» در نشریاتی مانند نشریات مؤسسه گل آقا، همشهری، جام جم، ایرانیان، انتخاب، زن، مهر، کیهان ورزشی، بانو، جستجو، عروس و تماشاگران طنز نوشته‌است.
در تابستان ۱۳۷۱ کیومرث صابری فومنی (گل آقا) در پاسخ به سؤال مصاحبه‌کننده روزنامه ابرار که می‌پرسید: «چشم امیدتان در طنز نویسی امروز به کیست؟» می‌گوید: «…قلمی که عبید و دهخدا در دست داشتند، الان بی‌صاحب نیست. طنز دارد جان می‌گیرد. یکی از مشهورترین طنزنویسان امروز ما ـ ملانصرالدین ـ (ابوالفضل زرویی نصرآباد) فقط ۲۳ سال دارد! چراغ‌ها دارند روشن می‌شوند. شهر چراغانی خواهد شد…». علی موسوی گرمارودی نیز ابوالفضل زرویی را عبید زاکانی طنز معاصر می‌داند.


ای جماعت! چطوره حالات‌تون؟
قربون اون فهم و کمالات‌تون
گردنتون پیش کسی خم‌نشه
از سربنده، سایه‌تون کم‌نشه
راز و نیاز و بندگی‌تون درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست
بنده می‌شم غلام دربست‌تون
پیش کسی دراز نشه دست‌تون
از لب‌تون خنده فراری نشه
خدا نکرده، اشکی جاری نشه
باز، یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسینی‌ش، نمی‌دونم چرا
بینی و بینی‌ش، نمی‌دونم چرا
فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمی‌دن مثل قدیما، دوستا
شاپرک‌ها به نیش مجهز شدن
غریب گزا هم آشناگز شدن

عیوقی

۱۶ بازديد
عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورقه و گلشاه را سروده و به‌عنوان عیدانه به سلطان محمود پیشکش کرده‌است. صفا هم به همین دلایل، سلطان غازی را محمود می‌داند و بر این باور است که واژگان، مفردات و عبارات مثنوی این حدس را تقویت می‌کند.
عَیّوقی به‌خاطر سرودن منظومهٔ عشقی وَرْقه و گُل‌شاه معروف است ولی از چندوچون زندگی او آگاهی زیادی در دست نیست. او مثنوی دیگری در بحر رمل مسدس و قصایدی نیز داشته‌است. عیوقی در بخشی از منظومه ورقه و گلشاه به ناکامی عشقی خود نیز اشاره‌ای دارد و از روزگار خود و «نامردمی» برخی افراد که مانع خوشبختی او شده‌اند گلایه می‌کند.

چو از شعر فارغ شد آمد بپای

بغرید چون رعد نالان ز جای

 بنزد پدر رفت گفت ای پدر

پسر رفت و عمر پسر شد بسر

 مراین درد را چاره کن، زودباش!

وگرنه شدم من، تو بدرود باش!

 پدر گفت ای نازش جان باب

نگر سر نتابی ز فرمان باب

...

لبیبی

۱۴ بازديد
لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست.
وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است.

چو برکندم دل از دیدار دلبر

نهادم مهر خرسندی بدل بر

 تو گویی داغ سوزان برنهادم

بدل کز دل بدیده درزد آذر

 شرر دیدم که بر رویم همی جست

ز مژگان همچو سوزان سونش زر

 مرا دید آن نگارین چشم گریان

جگر بریان، پر از خون عارض و بر

انزوای منزوی

۱۴ بازديد
شهرت و نام خانوادگی بعضی از افراد واقعا بهشون میاد و با شنیدن و تطابق دادنشون احساس خوشایندی به شخص دست میده
آقای حسین منزوی ادبیات ما هم هر چند که در موردشون گفته شده که احیاگر غزل پارسی بوده اند اما معروفیت چندانی در میان مردم ندارند و افسوس این ماجرا برای ما باقی خواهد ماند.

خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

 پلنگ من دل مغرورم پریدو پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

...


چقدر زیبا افسانه رو به قالب غزل راه داده