امیدواریم که دوستی با آنان بزودی برقرار شود.
امیدواریم که دوستی با آنان بزودی برقرار شود.
شام هجران است ای دل دیده امید دار
ای جگر خون شو ز جوی دیده خونبار بار
همچو من ای ناله نالان باش و بر گو یار یار

من و ما و تو و او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمیز
انا الحق اندر او صوت و صدا شد
یکی گردد سلوک و سیر و سالک
ولی وحدت همه از سیر خیزد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
که در وحدت دویی عین ضلال است
نه هرچ آن مینماید عین بود است


او جهانگرد و همچنین دانشمندی جانورشناس بود. وی همچنین از آخرین شاعران بزرگ سبک هندی بود. از آثار او میتوان به تذکره شعرا، دیوان اشعار، صفیر دل و حدیقه ثانی در برابر حدیقه سنایی و تذکارات العاشقین در برابر لیلی و مجنون اشاره کرد. تذکره حزین لاهیجی با سبکی ساده و پخته به نگارش درآمدهاست.
ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد
با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد
آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد
صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد
مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد

برخی از اشعار رو با آهنگ میتونیم زمزمه کنیم اما دنبال شاعر سروده ش نمیریم و در انزوا نگه شون میداریم
نیافتم که فروشند بخت در بازار
جهان بگشتم و دردا که هیچ شهر و دیار
عرفی در سال ۹۹۹ در سن سی و شش سالگی درگذشت و جنازه او را از لاهور به نجف انتقال دادند.
شگفته همچولاله دربهاران
فراغت داشتم ازخلق عالم
اگرچه عندلیبم شد هزاران
گهی مشغول درس و علم خواندن
گهی درصحبت آموزگاران
گهی بادختران سرو قامت
نشسته شاد دل از روزگاران
ازآن غافل که ایام ستمگر
مرا مهجور گرداند ز یاران
نبیند هیچ کافر در جهنم
که من دیدم زدست دیوساران
کنون محجوبه از جور زمانه
زدیده اشک می بارد چو باران
گلی بودم به طرف جویباران
بشکند دستی که خم در گردن یاری نشد
کور به، چشمی که لذتگیر دیداری نشد
صد بهار آخر شد و هر گل به فرقی جا گرفت
غنچه باغ دل ما زیب دستاری نشد
هرکه آمد در جهان بودش خریداری، ولی
پیر شد زیبالنّساء او را خریداری نشد

مرا این زندگی از بوی یار است
وگرنه جان بدین پیکر چه کارست؟
دو چشم و دل به راه انتظار است

سوز دل
زرویی نصرآبادی
محمد قهرمان
عیوقی
رابعه
صامت