چیستی و چرایی آشنایی با شاعران گمنام و در انزوا

۲۱ بازديد
گستره جغرافیایی استفاده از زبان و ادبیات فارسی و بخصوص کاربرد شعر و آمیختگی آن با زندگی ایرانیان از بدو تولد بواسطه آداب و رسوم ، جشن ها ، مناسبات و تحولات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... باعث شده افراد زیادی بعنوان سرآمدان این عرصه به جهانیان شناخته و مورد ارزیابی قرار بگیرند.
و طبعا شعر و ادبیات هم از آسیب ها و کم لطفی ها در امان نیست
در میان اهل شعر گمنامانی هستند که به هر دلیلی با آنها آشنا نیستیم
امیدواریم که دوستی با آنان بزودی برقرار شود.

تاجیک قند پارسی گوی

۲۰ بازديد
گُلرُخسار صَفی‌اِوا (به فارسی تاجیکی: Гулрухсор Сафиева) (زادهٔ ۱۷ دسامبر ۱۹۴۷ در روستای یخچ در نورآباد) از شاعران پارسی‌گوی تاجیکستان است. به وی لقب «مادر ملت تاجیک» داده‌اند.
او نخستین شعر خود را در دوازده‌سالگی سرود و در سن پانزده‌سالگی آن را منتشر کرد. پس از آن چندین مجموعه شعر از او منتشر شده‌است.

از باختر و سغدم، از وست ام و از زندم، رخان بدخشانم، ولکان دماوندم

من هجرم و من وصلم، من نسخه نی ام، اصلم

فرهنگ شرر دارم، خون رگ و پیوندم، یک ذره ز خورشیدم

یک غنچه زامیدم ، یک نوده ز ده بیدم

جهان ملک خاتون

۱۷ بازديد
جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس (زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز، درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری)‌شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست. او همدوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است. وی از نظر کمیت ابیات، بیش از هر شاعر زن دیگری در تاریخ ادبیات ایران تا قرن حاضر شعر سروده است. اشعار او به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی ترجمه شده‌اند.

نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده را

باد به گوش او رسان حال دل رمیده را

 از من دل‌رمیده گو ای بتِ دلستان من

بار ِفراقِ تو شکست پشتِ دلِ خمیده را

 گفت به تَرکِ ما بگو ورنه سَرَت به سَر شود

ترک بگو که چون کنم؟ یار به جان گزیده را

 گفت لبم گزیده‌ای من نگزم بجز شکر

بار دگر به ما نما آن شکر گزیده را

دارای دخت

۱۴ بازديد
دارای‌دخت شاعر و دختر پادشاه تخارستان (شمال افغانستان کنونی) بود. برخی منابع ادبی ، دارای‌دخت را نخستین زن شاعر پارسی‌گوی می‌دانند.
«دارا»، پادشاه تخارستان (در شمال افغانستان کنونی به پایتختی قندوز)، بدنبال حمله اعراب به بخش غربی ایران بزرگ، در سال ۶۵۴ میلادی (۳۳ خورشیدی) به ژاپن پناهنده شد. در این زمان، تمو پادشاه ژاپن بود. دخترش، دارای‌دخت، (۶۶۱ میلادی/۴۰ خورشیدی) در ژاپن به دنیا آمد و از او بعنوان نخستین زن پارسی‌گوی شاعر نام برده می‌شود.
شاید از طنز روزگار باشد که شعرهای باقی مانده از اولین شاعر زن ایرانی به زبان ژاپنی هست. طنزی که تلخی ها و  داستان های زیادی را در خود مستتر دارد. گستره ی فرهنگ ایرانی تا میزان زیادی تحت تاثیر حوادث بیشماری بوده که در این منطقه اتفاق افتاده است.
ابر آبی رنگ
شاید بالاتر رود
همان ابری که
بر فراز کوه شمال
گسترده است
از ستارگان گذر کند، از ماه بگذرد
تا بالاترین آسمان



لبیبی

۱۴ بازديد
لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست.
وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است.

چو برکندم دل از دیدار دلبر

نهادم مهر خرسندی بدل بر

 تو گویی داغ سوزان برنهادم

بدل کز دل بدیده درزد آذر

 شرر دیدم که بر رویم همی جست

ز مژگان همچو سوزان سونش زر

 مرا دید آن نگارین چشم گریان

جگر بریان، پر از خون عارض و بر

حزین لاهیجی

۱۷ بازديد
محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حَزین و معروف به شیخ علی حزین ، شاعر، عارف و دانشمند ایرانی در سال ۱۱۰۳ قمری در اصفهان زاده شد. او از تبار زاهدی‌ها و نوادگان شیخ زاهد گیلانی است. 
او جهانگرد و همچنین دانشمندی جانورشناس بود. وی همچنین از آخرین شاعران بزرگ سبک هندی بود. از آثار او می‌توان به تذکره شعرا، دیوان اشعار، صفیر دل و حدیقه ثانی در برابر حدیقه سنایی و تذکارات العاشقین در برابر لیلی و مجنون اشاره کرد. تذکره حزین لاهیجی با سبکی ساده و پخته به نگارش درآمده‌است.

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد

 از آه دردناکی سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد

 رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت

با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد

 شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

 آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله

در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد

 خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا

صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد

 پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد



برخی از اشعار رو با آهنگ میتونیم زمزمه کنیم اما دنبال شاعر سروده ش نمیریم و در انزوا نگه شون میداریم

عمادی از خراسان

۱۸ بازديد
سید عمادالدین حسنی برقعی(مبرقعی)، معروف به عماد خراسانی (۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲) شاعر غزل‌سرا و قصیده‌سرای مشهور خراسانی بود .



پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست

اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید
چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکیست

اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی،دانه یکیست

شاطر عباس

۱۷ بازديد

مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت

یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت

  قربان وفاتم به وفاتم گذری کن

تابوت همی بشنوم از رخنه تابوت




اگه اسمش رو به زبون بیاریم آدرس میدن میگن سر چهار راه پارک وی،رستوران ... 

اما این شاطر عباس صبوحی بود که همچین سجعی رو توی شعر گنجوند

محتمل است که وی سواد خواندن و نوشتن نداشته.